برند
حلال ،صنايع غذايي و توسعه
صنايع مرتبط با کشاورزي
با اين حال به خاطر اينکه دين
اسلام تمهيدات عاقلانه و دور
از خرافه اي را نسبت به اکثر
تفکرات گوناگون دارد،محصولاتي
که با برند حلال اسلامي در
بازارهاي مختلف به مردم عرضه
مي شود طرفداران بسيار زيادي
را دارد.با پيشرفت علم و
گسترش فن آوري هاي نوين ،
هرروز کشف جديدي در خصوص
موارد بيشمار علمي پديد مي
آيد.بشر قرن هزاره سوم با
اتکا بر تحقيقات خود به خوبي
دريافته است که بهداشت فردي
مي تواند تاثيرات فراواني را
به همراه داشته باشد. ادرار
يا مدفوع انسان اگر به خوبي
پاک نشود و دست و لباس آغشته
به آن باشد، محيطي مساعدي
براي رشد انواع و اقسام
باکتري ها و انگل ها ايجاد مي
شود که سلامت انسان را به شدت
مورد تهديد قرار مي دهند.
«دانشمندان غربي » در مورد
استفاده از گوشت خوک و
نگهداري سگ به عنوان حيواني
دست اموز ، کشفيات بسيار
جالبي را داشته اند . انها
متوجه شده اند که در گوشت خوک
ميکروبها و انگل هاي متعددي
وجود دارد که واقعا سلامت
انسان و نهايتا جامعه را به
خطر مي اندازند. از جمله انگل
هاي خوک مي توان به نوعی کرم
(موسوم به کرمِ تِـنـيـا) که
منجربه بروز ناراحتی های
دردناکي می شود اشاره کرد.
اين کرم که برخی ازگونه هاي
ديگر آن حتي کشنده نيز هستند
درعـضلات ،چشم و مغز منتشر می
شود. ميان 5 تا 25 درصد از
کـسـانـيـکـه گوشت خـوک مصرف
می کنند ناراحتی هايي نـاشی
از کـرم مزبور به چشم
ميخورد.البته برخي صحبتها
مبني بر وجود سيستم هايي براي
نابودي انگل کرم خوک شده است.
ولي اگر چنين اقداماتي عملي
شود کيفيت طبيعي گوشت تحت
تاثير قرار خواهد گرفت.در
ثاني وقتي انسان مي تواند
گوشتي عاري از هر گونه انگل و
ميکروب را مصرف کند، چه
اجباري به مصرف چنين حيواناتي
است؟
صرف نظر از اين مسئله چربي
هاي اشباع فوق العاده زيادي
در گوشت خوک وجود دارد که
عامل اصلي انواع انسداد شراين
و بروز انواع و اقسام سکته
هاي مغزي و قلبي در انسان
است.رقمي در حدود 28 درصد
چربي مضر در خوک نسبت به نيم
تا 6 درصد چربي گاو،گوسفند
برخي طيورو.....بسيار در خور
توجه است ( البته اين مشکلات
مصرف گوشت خوک تا کنون کشف
شده است و احتمالا در ساليان
بعدي مضرات بيشتري از آن جلوه
گر خواهد شد) .
متاسفانه خيلي از مردم نمي
دانند که درفرآوري برخي از
شکلاتهاي کشورهاي غير مسلمان
از چربي خوک استفاده مي شود
که نه تنها براي سلامت مضر
است بلکه حرام بوده و مصرف ان
جايز نيست. حال اگر به هنگام
مصرف شکلاتهاي خارجي مسئله
حليت ان بر روي کالا ثبت شود
قطعا بازار مصرفي مانند قبل
از درج آرم در ميان اقشار
مختلف مسلمان ديگر وجود
ندارد.آيين رهايي بخش اسلام
در 14 قرن پيش به صراحت خوک
را حرام اعلام کرده است و حتي
اگر دست فرد مسلماني به ان بر
خوردنمايد بايستي حتما طهارت
در مورد ان اعمال شود.
در کارخانه جات بسياري از
کشورهاي اسلامي که خواهان
داشتن محصولات حلال هستند
بنابر نوع سليقه خود و با
اتکائ بر معيارهاي مشخصي که
در اسلام وجود دارد نسبت به
درج آرم و نشاني که بيانگر
حلال بودن ان ماده است
اقداماتي انجام شده است.
انتخاب افرادي مسلمان که حتما
مسئله طهارت را لحاظ کرده و
حتي با وضو وارد و خارج
شوند،استفاده از منابعي که
هيچ گونه منع شرعي اسلامي در
انها وجود نداشته باشد ، تحول
درتجهيز سيستم هاي قديمي در
جهت ارتقائ سطح کيفي محصولات
حلال و......از جمله عواملي
هستند که به کمک انها مي
توان غذاهاي حلالي را توليد
کرد..درست است که هر کشوري مي
تواند بر اساس سليقه و يا
فرهنگ خود معيارهاي داشتن يک
نشان حلال را داشته باشد، اما
خوشبختانه چون در کليات حلال
بودن غذا در جهان اسلام
اختلاف خاصي وجود ندارد(به جز
بخش کوچکي از آبزيان) اين
نعمت بزرگ براي تمام کشورهاي
اسلامي وجود دارد تا پس از
نهايي کردن ارم حلال خود با
کمک سازمان کنفرانس اسلامي به
«يک نشان واحد براي تمام
کشورهاي اسلامي که خواهان
ورود به عرصه صنعت غذاي حلال
اند » رسيده و توسعه گسترده
اقتصاد غير نفتي با سرعت
بيشتري اتفاق بيافتد.
به گفته آقاي دکتر حسيني رئيس
اجرايي نمايشگاه برند حلال و
همچنين رئيس انجمن صنايع
غذايي ايران ارزش تجاري برند
حلال در طي سال گذشته 160
ميليارد دلار بوده و ژيش بيني
مي شود تا 5 سال آينده بالغ
بر 500 ميليارد دلاربشود که
اين رقم در نوع خود بسيار
درخور توجه است.
اتحاد جهان در اسلام و
اشتراکات ديني
تمام پيکره صهيونيزم
جهاني،آمريکا و کشورهاي
استعمارگر همسو با ايالات
متحده با تمام قوا سعي دارند
که از انسجام در جهان اسلام
جلوگيري نمايند.يکي از
بزرگترين استراتژي هاي دشمنان
غربي ايجاد شکاف و افزايش
اختلافات مذهبي در داخل جهان
اسلام است.چرا که اگر دولتهاي
مسلمان داراي چنين اتحادي
شوند در قبال سياستهاي
استعمارگرايانه خواهند ايستاد
و اجازه دخل و تصرف در منابع
متعدد انساني و طبيعي شان را
ديگر نخواهند داد.اما
متاسفانه برخي دولتهاي
سرسپرده اي که درک ناقصي از
اسلام دارند ، حقايق ان را
کتمان کرده و يا مفاهيم را به
شکل ديگري بيان، بزرگترين
خيانتها را در حق ملل خود و
اسلام ميکنند.
چرا به خاطر فشارهاي گوناگون
غربي ها بايستي شاهد حذف
بزرگترين سلاح دفاعي مسلمانان
که همان واژه هاي پر مفهوم و
مظلوم «جهاد» و «شهادت» است
از کتب درسي مي بوديم؟ آيا
غير از اين است که شهدا براي
خداوند و تحقق فرماين الهي در
اين راه پاي مي گذارند؟
اما متاسفانه براي مبارزه با
اسلام ، نه تنها شاهد کتمان
حقايق ديني از سوي اين دول
سرسپرده هستيم بلکه هر
روزنيزشاهد افزايش گروهايي
هستيم که به ظاهر خود را
منتسب با اسلام کرده اما در
حقيقت خط مشي هاي خود را از
امپرياليسم جهاني دريافت مي
کنند.القاعده که جز يکي از
اين فرقه هاست همواره در جهت
تخريب فضاي اتحادي مابين
کشورهاي گوناگون اسلامي تلاش
هاي بسياري را انجام ميدهند.
براستي تخريب حرمين شرفيت
عسگريين چه نفعي براي ملت
مظلوم عراق دارد؟آيا حمله به
اين اماکن مقدس ، کشتار
شيعيان در مناطق مختلف (
خصوصا عراق،پاکستان و
افغانستان) مشکلي از مشکلات
را حل مي کند؟
هر شخصي به سادگي مي تواند
متوجه شود که هدايت جريانهاي
گوناگون اينچنيني قطعا خارج
از جهان اسلام و به دست
افرادي فاقد ديد و بصيريت و
سرشار از تعصبات بي منطق صورت
مي گيرد.کشتار هزاران تن از
مردم بي دفاع غزه با استفاده
از سلاح هاي ممنوعه مثل بمب
هاي فسفري و سکوت کشورهايي
که در سال 1967 خط مقدم
مبارزه با رژيم صهيونيستي
بوده اند تنها يکي از نشانه
هاي دخالت غربي ها در تعيين
خط مشي هاي اين دول است.زماني
که رئيس جمهور يکي از کشورهاي
اسلامي (صرف نظر از ارتباط
ميان محرم و نامحرم) با وزير
امور خارجه رژيم صهيونستي دست
مي دهد و يا شخص ديگري در
کنفرانس هايي که با نام دين
شکل گرفته با رئيس جمهور وقت
امريکا مي نوشد ، تکليف ساير
کشورهاي کاملا مشخص است.آنها
بايد از ميان اسلام امريکايي
که حضرت امام خميني «ره» در
چند دهه پيش از ان نام برده
اند و اسلام واقعي يکي را
انتخاب کنند.
اما در اين بين حساب مردم و
ملتهاي آزاد ه اي که در سيطره
سياستهاي اين دولتها هستند
کاملا متمايز است.در طي جنگ
22 روزه ملل آزادي خواه
مسلمان به صراحت اعلام کردند
که ير خلاف سياستهاي
دولتهايشان هموراه در مسايل
مشترک جهان اسلام داراي تفوق
و يک پارچگي هستند.در چنين
فضايي که شرايط بسيار حساسي
بر کل جهان اسلام حاکم است ،
به غير از منافع مادي متعدد
،برند حلال وپارامترهايي
مانند ان اين امکان را براي
ملل آزاده مسلمان ايجاد مي
کند تا اتحاد واقعي ،پايدار و
مستمري را شکل دهند .
قرآن وپيامبر بزرگ اسلام به
عنوان جز لاينفک تمام مذاهب
اسلامي در نظر گرفته شده اند
.به دنبال اين اتحاد ،
دستوراتي که در خصوص طهارات و
محصولات حلال نيز امده تقريبا
داراي نقاط اشتراک بسياري
هستند که بايد توجه ويژه اي
به آنها کرد. تجار و سرمايه
گذاران مسلمان مي توانند با
ايجاد تعامل مابين يکديگر هم
توسعه اقتصادي را پديد آورند
و هم با ايجاد شبکه اي
قدرتمند حضور مقتدرانه اي را
به همراه داشته باشند.
برند حلال و کشورهاي غير
مسلمان
به علت ويژگي هاي بسيار زياد
غذاهاي حلال، غير مسلمانان
نيز نسبت به مصرف آن تمايل
زيادي دارند.کشورهاي چين ،
مالزي و کرواسي از جمله
کشورهايي هستند که در پي را ه
اندازي و يا حضور در
نمايشگاهاي حلال اند.کشور
ايران نيز به عنوان يکي از
تاثير گذار ترين کشورهاي
اسلامي در تاريخ 10 الي 13
اسفند ماه اولين دوره اين
نمايشگا ها را برگزار خواهد
کرد و شرکت هايي از کشورهاي
غير مسلمان نيز درآن حضور
دارند که در نوع خود بسيار
قابل توجه است.
يکي از مشکلات کشورهاي غربي
بحران هاي شديد اعتقادي و
تمايل شديد به جريانهاي
اومانيستي و يا شيطان پرستي
است.در اين قبيل کشورها چون
اکثرا ديد تحريف شده شديدي
از« اديان حاکم بر فضاي ان
جوامع» وجود دارد و اجازه
بيان ديدگاهاي اسلامي ولو به
صورت ظاهري(حجاب دختران و
زنان)به آنها داده نمي شود با
استفاده از غذاهاي حلال توجه
انها را مي توان بيش از پيش
با غذاهاي اسلامي و نتيجتا
اسلام جلب کرد .
اين حرکت مي تواند در توسعه
هدف گسترش تفکر اسلامي و
مبارزه با فضاي آلوده اي که
عمدتا از سوي شبکه هاي
صهيونيستي عليه اسلام به وجود
امده بسيار موثر و مفيد
باشد.برند حلال محصولات غذايي
در دل کشورهاي غربي ضد اسلام
به عنوان يکي از عوامل مهم
دفاع از فرهنگ اسلامي و
آشنايي آحاد مردم آن کشورها
با برخي اصول کلي اسلام نقش
هاي اساسي را ايفا نمايدو
توجه پژوهشگران و خصوصا جامعه
جوان ان کشورها را بيش از پيش
به خود معطوف سازد.
براي اينکه اين مسئله مهم
تحقق يابد مي بايستي دستگاه
هاي فرهنگي و سازمانهاي
مربوطه انسجام و همبستگي
بسياري را داشته باشند و با
تبين سياستگذاري هاي مشخص و
منطقي در اين راه مهم پاي
گذارند.شايد در برخي صنايع
هنوز کشورهاي اسلامي بايد
تلاش هاي زيادي بنمايند که در
سطوح بالاي جهاني وارد شوند
اما بحران تغذيه اي جهاني
امروز و نيز گسترش تکنولوژي
ها ي پيشرفته در زمينه صنايع
غذايي اين امکان را مهيا مي
سازد تا براي ورود به
بازارهاي جهاني با مشکلات
کمتري مواجه شويم.
از طرفي نيز مواد غذايي تنها
فاکتوري است که از فقير و
غني مردم هر جامعه را تحت
تاثير قرار خواهد داد مي
تواند مبارزه اي مستمر با
تهاجم فرهنگي غربي ها را آغاز
نمايد.