منابع
انرژی
دریای
خزر
به گزارش
سازمان
اطلاعات
انرژی
حجم
ذخایر
تایید
شده
نفتی
در
دریای
خزر
حدودا
برابر
با
50
میلیارد
بشکه
و
ذخایر
گاز
طبیعی
تایید
شده
برابر
با
257
هزار
میلیارد
فوت
مکعب
تخمین
زده
شده
است.این
اعداد
در
حالی
ارائه
می
شود
که
دریای
خزر4
درصد
از
منابع
نفتی
و در
حدود
4
درصد
هم
از
منابع
کل
گازی
جهان
را
در
خود
جای
داده
است.
پیش
بینی
می
شود
با
ادامه
فعالیتهای
اکتشافی ظرفیت
نفت
این
منطقه
184
میلیارد
بشکه
و
ظرفیت
گاز
آن
293
هزار
میلیارد
فوت
مکعب
اضافه
شود.در
این
میان
بیشترین
سهم
از
حوزه
های
گازی
در
ترکمنستان
و
بیشترین
سهم
از
حوزه
های
نفتی
در
قزاقستان
خواهد
بود.
علی
رغم
عدم
وجود
سیاست
مشخص
در
رابطه
با
برداشت
منابع
انرژی
در
دریای
خزر
،کشور
قزاقستان
67
درصد
از
کل
نفت
تولیدی
حوزه
های
دریای
خزر
و
آذربایجان
22
درصد
از
کل
نفت
استخراج
شده
از
این
منطقه
را
به
خود
اختصاص
داده
اند.
در
این
منطقه
حدودا
3هزار
میلیارد
فوت
مکعب
گاز
طبیعی
از
حوزه
های
تایید
شده
استخراج
می
شود
که
این
عدد
در
حدود
3
درصد
از
کل
تولید
گاز
طبیعی
جهان
می
باشد.
بزرگترین
تولید
کننده
گاز
طبیعی
در
میان
کشورهای
اطراف
دریای
خزرکشور
ترکمنستان
است.
این
کشور
در
حدود
2هزار
میلیارد
فوت
مکعب
گاز
طبیعی
تولید
می
کند.
به
گزارش
سازمان
اطلاعات
انرژی
ذخایر
تایید
شده
نفتی
ایران
در
دریای
خزر
برابر
با
1/0
میلیارد
بشکه
است
که
در
صورت
ادامه
فعالیتهای
اکتشافی
به 7
میلیارد
بشکه
اضافه
خواهد
شد.
این
مرکز
آماری
در
مورد
ذخایر
گاز
طبیعی
ایران
ارایه
نداده
است.
در
سال
2008
میزان
برداشت
سه
کشورجمهوری
آذربایجان،ترکمنستان
و
قزاقستان
بالغ
بر
7/2
میلیون
بشکه
در
روز
بوده
که
سهم
ایران
از
این
میزان
برداشت
صفر
بوده
است!
افزایش
تولید
نفت
و
گاز
دریای
خزر
توسط
این
سه
کشور
در
سال
های
گذشته
بسیار
چشمگیر
بوده
وغیبت
ایران
در
برداشت
های
نفت
و
گاز
به
چشم
می
خورد.
با
توجه
به
اینکه
کشورما
دارای
ذخائر
گازی
و
نفتی
قابل
ملاحظه
ای
در
جنوب
می
باشد،
اما
لازم
است
که
نسبت
به
استحصال
منابع
نفتی
دریای
خزر
بیش
از
پیش
تلاش
کرده
و
خود
را
برای
این
منظور
اماده
سازیم
. هر
چند
که
ممکن
است
برداشت
از
ذخائر
انرژی
دریای
خزردارای
ساز
و
کار
ویژه
خود
باشد
و
شاید
مسئولان
این
بخش
مهم
را
به
عنوان
ذخائر
استراتژیک
در
نظر
بگیرند
اما
با
توجه
به
نیاز
اساسی
کشور
به
ارز
و
مشکلاتی
نظیر
توسعه
اشتغال
پایدار،
استحصال
انرژی
تا
مشخص
شدن
رژیم
حقوقی
دریای
خزر
امر
زیاد
مناسبی
نیست
و
باید
هر
چه
سریعتر
نسبت
به
این
امر
توجه
ویژه
صورت
گیرد.
محیط
زیست
خزر
و
نفت
متاسفانه
درطی
سالیان
اخیر
دریای
خزر
و
خصوصا
مناطق
ساحلی
این
دریا
با
مشکلات
بسیار
زیاد
زیست
محیطی
روبرو
بوده
است
و
اگر
به
صورت
کلی
چالش
های
اکوسیستمیک
این
منطقه
مورد
ارزیابی
قرار
گیرد
از
یک
منظر
می
توان
این
مشکلات
را
در
چند
دسته
مشخص
دسته
بندی
و
مورد
بررسی
قرار
داد.
آلودگی
های
شهری
(فاضلابها)
،
آلودگی
های
نفتی
،آلودگی
های
ناشی
از
صنعت
،آلودگی
های
ساحلی(ورود
مستقیم
زباله
به
دریا)
و
آلودگی
های
ناشی
از
کشتی
ها ،
برجسته
ترین
و
مهمترین
منابع
آلوده
کننده
دریای
مازندران
به
حساب
می
آیند.
با
وجود
اینکه
کشور
ما
تقریبا
منابع
قابل
ملاحظه
ای
انرژی
را
از
خزر
برداشت
نمی
کند
اما
متاسفانه
به
علت
عمق
زیاد
مناطقی
که
در
اختیار
کشورمان
قرار
دارد
،در
برخی
مقاطع
زمانی
حجم
گسترده
ای
از
آلودگی
نفتی
سواحل
شمالی
را
تهدید
می
کند.این
مشکلات
زمانی
بیشتر
می
گردد
که
برخی
کشورهای
حاشیه
غربی
دریای
خزر!
بدون
توجه
به
مقررات
بین
المللی
و
نیز
عدم
عقد
تفاهم
نامه
های
معتبر،
در
حالی
نسبت
به
استخراج
نفت
از
منابع
نفتی
خود
اقدام
می
کنند
که
از
سیستم
های
بسیار
فرسوده
برای
این
کار
بهره
می
برند.لذا
پیروی
از
این
روش،موجب
نشت
نفت
و
گاز
به
دریا
و
نهایتا
آلوده
سازی
سواحل
کشورمان
می
گردد.
1)تاثیر
منفی
نشت
نفت
بر
جمعیت
ماهیان
خاوری
ارزش
خاویار
به
مراتب
بیشتر
از
نفت
است.این
ماده
بسیار
مهم
و
استراتژیک
در
بازارهای
تهران،بسته
به
نوع
و
موقعیت
فصلی
در
حدود
3 تا
6
میلیون
تومان
به
ازاء
هر
کیلو
به
مشتریان
عرضه
می
شود.در
حالی
که
هر
بشکه
نفت،در
بالاترین
مقدار
خود
تنها
150
تا
160
دلار
خرید
و
فروش
می
شود.(هر
چند
که
نفت
و
خاویار
هر
کدام
کاربرد
استراتژیک
خود
را
دارند
اما
از
منظر
محدود
بودن
منابع
و
ارزش
ارزی
خاویار
ارجح
است)
با
وجود
اهمیت
این
ماهی،
خیلی
از
کسانی
که
مشتریان
پرو
پا
قرص
ان
به
شمار
می
آیند
از
چگونگی
تولید
ان
بی
اطلاع
می
باشند.اکثر
گونه
های
خاویاری
در
حدود
8 تا
13
سال
بعد
از
تولد
قادر
به
تولید
خاویار
هستند
و
برخلاف
ماهیانی
مانند
سفید
و
کفال
که
در
همان
سال
تولد
ممکن
است
بالغ
می
شوند
،
دروه
بلوغ
بسیار
دیری
داشته
و
بعد
از
گذشت
این
بازه
زمانی
می
توانند
خاویار
را
تولید
کنند.حال
با
توجه
به
این
مسئله
مهم
و
محدود
بودن
شدید
منابع
تولید
خاویار
مرگ
و
میر
بچه
ماهیان
خاویاری
که
از
حساسیت
بیشتری
نسبت
به
والدین
خود
بهره
می
برند
بسیار
دردناک
و
حتی
غیر
قابل
جبران
است.
ماهیان
خاویاری
نسبت
به
نفت
و
مشتقات
ان
بسیار
حساس
بوده
و
غلظتهای
نه
چندان
بالا
را
نیز
نمی
توانند
تحمل
کنند.
در
دریای
خزر
ماهیان
خاویاری
متنوع
ولی
اندکی
به
نام
های
چالباش،ازون
برون
یا
دراکول،قره
برون،شیپ
و
فیل
ماهی
زندگی
می
کنند
که
شناخته
شده
ترین
ماهی
برای
ایرانیان
ماهی
ازون
برون
است.چون
اکثر
این
آبزیان
از
ماهیان
کوچک
و یا
کف
زی
تغذیه
می
کنند
،
حتی
اگر
در
محیط
های
آلوده
به
مواد
نفتی
نیز
زندگی
نکنند،
ممکن
است
در
اثر
انباشت
مواد
نفتی
غیر
قابل
هضم
در
بدن
ماهیان
کوچکی
که
توسط
خاویار
ماهیان
تغذیه
می
شوند
مسموم
شده
و
اگر
دچار
مرگ
و
میر
ناشی
از
این
مسئله
نشوند
دچار
کاهش
تولید
و یا
مشکلاتی
از
این
دست
خواهند
شد.حال
تصور
کنید
که
این
گونه
استراتژیک
از
ماهیان
در
محیطی
زندگی
نمایند
که
علاوه
بر
آلوده
بودن
به
نفت
از
مواد
غذایی
آلوده
شده
نیز
تغذیه
نمایند.در
چنین
وضعی
نارسائی
احتمالی
بسیار
زیاد
خواهد
بود.
جالب
اینجاست
که
ایران
یکی
از
بزرگترین
مناطق
تولید
خاویار
در
جهان
به
حساب
می
آید
و
ذخائر
استراتژیک
خاویار
، به
خودی
خود
تحت
تاثیر
عواملی
مانند
صید
بی
رویه،قاچاق
و.....به
شدت
رو
به
کاهش
است
.دانشمندان
بر
این
باورند
که
شمار
ماهیان
خاویاری
طی
یک
قرن
اخیر
90
درصد
تنزل
یافته
است
و در
صوت
ادامه
این
روند
تا
10
سال
آینده
هیچ
ماهی
تولید
کننده
خاویار
در
دریای
خزر
باقی
نخواهد
ماند.
سالانه
بیشتر
از
90
درصد
خاویار
و
ماهیان
خاویاری
جهان
در
دریای
خزر
تولید
می
شود
و با
توجه
به
ارزش
بالای
آن
یکی
از
منابع
بالای
درآمدی
برای
کشورهای
صاحب
ان
به
حساب
می
آید.از
طرفی
نیزایران
اجازه
دارد
47
درصد
از
تولید
خود
را
به
بازارهای
صادراتی
عرضه
کند.
کشور
روسیه
4/26
درصد
،
قزاقستان
5/14
درصد،
آذربایجان
3/7
درصد
و
ترکمنستان
8/4
درصد
از
تولید
خاویار
و
ماهی
خاویاری
خود
را
به
بازارهای
جهانی
عرضه
خواهند
کرد.
حال
اگر
مشکلات
نفتی
به
تدریج
دامن
گیر
آبهای
ساحلی
خزر
گردد
نه
تنها
سهم
ایران
در
مورد
خاویار
به
شدت
کاهش
می
باید
،
بلکه
با
عدم
استخراج
منابع
نفتی
عملا
هیگونه
سودی
در
شرایط
به
وجود
امده
عاید
ایران
نخواهد
شد.
متوسط
عمق
دريا
در
بخشهاي
شمالي
و
مياني
به
ترتيب
5 و
109
متر
تخمین
زده
شده
است
و
در
حدود
37
درصد
درياي
خزر
در
بخش
جنوبي،
38
درصد
بخش
مياني
و 25
درصد
در
بخش
شمالي
قرار
دارد.
طول
درياي
خزر
هزار
و
200
كيلومتر
می
باشد
و
متوسط
عمق
آب
درياي
خزر
در
بخش
جنوبي
كه
به
طرف
ايران
است،
به
هزار
و 25
متر
ميرسد
که
متاسفانه
بيشترين
آلودگي
را
به
خود
اختصاص
داده
است.
همانگونه
که
امار
و
ارقام
نشان
می
دهد،
ایران
در
میان
تمام
کشورهای
حاشیه
دریای
خزر
تنها
کشوری
است
که
امکان
تولید
بیشترین
حجم
خاویار
را
دارا
می
باشد.چون
این
ماهی
گران
قیمت
تمایل
بیشتری
به
زندگی
در
اعماق
آب
دارد
و
ایران
در
عمیق
ترین
نقطه
دریای
خزر
واقع
شده
است.لذابا
توجه
به
محل
زندگی
ماهیان
خاویاری
در
اعماق
و
نیز
انباشت
آلودگی
ها
در
نقاط
عمیق
،
خطر
جدی
این
ماهیان
را
تهدید
می
کند.
2)
تاثیرات
سو
بر
سایر
گونه
های
جانوری
و
گیاهی
علاوه
بر
ماهیان
خاویاری
و
برخی
سخت
پوستان،دریای
خزر
حجم
وسیعی
از
ماهیان
خانواده
کپورماهیان
را
نیز
در
خود
جای
داده
است.شرایط
اکوسیستمیک
این
دریا
به
گونه
ای
است
که
برخی
گونه
های
وارداتی
مانند
ماهی
کفال
،
قادر
هستند
در
این
دریا
زندگی
نمایند.
شاید
خیلی
ها
ندانند
که
ماهی
کفال
به
هیچ
عنوان
بومی
آبهای
خزر
نیست
و از
کشور
های
آسیای
جنوب
شرقی
و در
طی
چند
دهه
گذشته
وارد
شده
است.اما
شرایط
مناسب
آب
(پاکیزه
بودن)،
این
ماهی
را
تا
بدین
زمان
بومی
نموده.
اگر
نشت
مواد
نفتی
در
کنار
عوامل
دیگر
الوده
کننده
(خصوصا
فاضلاب
شهرها)
در
اقلیم
گسترده
ولی
نسبتا
بسته
دریای
خزر
ادامه
پیدا
کند
،
بقاء
ماهیان
در
معرض
خطر
جدی
قرار
می
گیرد.
هر
چند
که
جنگ
خلیج
فارس
در
ابتدای
دهه
90
میلادی
در
حالی
شعله
ور
تر
می
شد
که
نفوذ
بیش
از
حد
نفت
در
آب
خلیج
فارس،
درس
های
فزاینده
ای
به
کشورهای
نفت
خیز
حاشیه
دریاها
داد
اما
نباید
فراموش
کرد
که
تاثیر
نفوذ
و یا
نشت
تدریجی
نفت
به
دریا
کمتر
از
پخش
انی
این
ماده
سیاه
رنگ
نیست
و
شاید
هم
اثرات
منفی
بیشتری
نیز
داشته
باشد.
دریای
خزر
در
حالی
با
پدیده
نشت
نفت
مواجه
شده
است
که
ذخائر
مهم
این
دریا
را
تهدیداتی
مانند
،
گونه
شانه
دار
مهاجم
که
از
طریق
رودخانه
ولگا
وارد
دریای
خزر
شده
و با
حمله
به
تخم
و
لارو
ماهیان
حجم
قابل
ملاحظه
ای
از
انها
را
نابود
می
سازد
در
کنار
پدیده
های
دیگری
مانند
شکوفایی
جلبکی
(algal
bloom)
که
آن
هم
از
دو
راه
ترشح
سم و
کاهش
میزان
اکسیژن
بر
اثر
فعالیت
باکتریهای
تجزیهکنندهی
جلبکها
در
معرض
خطر
قرار
داده
است
دست
و
پنجه
نرم
میکند.
لذا
ورود
آلودگی
های
نفتی
به
خزر
و
جلوگیری
از
تاثیرات
سوء
آن
بر
محیط
زیست
تیر
خلاصی
بر
پیکره
ماهیان
این
دریا
خواهد
بود.
از
طرفی
نیز
همه
ساله
پرندگان
زیبا
و
مهاجری
از
سایر
نقاط
آسیا(خصوصا
منطقه
سیبری)
و
حتی
اروپا
به
دریای
خزر
مهاجرت
می
کنند.اینگونه
از
پرندگان
اگر
در
محیط
زیست
خود
احساس
نا
امنی
کرده
و یا
با
مشکلات
زیست
محیطی
روبرو
شوند
از
تعدادشان
به
شدت
کاسته
می
شود
و
روزی
فرا
خواهد
رسید
که
دیگر
خبری
از
پرندگان
مهاجر
نخواهد
بود
و
نسل
های
آینده
فقط
داستانهای
ازماهی
سفید
انزلی،ماهی
کپور
بابلسر
و
خاویار
گران
بهاء
را
در
کتابهای
غصه
مطالعه
خواهند
کرد.
3)
تاثیر
منفی
بر
توریسم
واکوسیستم
سواحل
2200
کیلومتر
سواحل
آبی
دریای
خزر
در
کنار
آب و
هوای
بسیار
دل
انگیز
و
رویایی
آن
بهترین
بستر
را
برای
جذب
توریسم
و
رونق
گردشگری
فراهم
کرده
است.تنوع
آب و
هوایی
گسترده
شمال
کشور
تا
بدانجا
توسعه
یافته
که
مناطقی
مانند
نمک
آبرود
در
مازنداران
،
شیطان
کوه
لاهیجان
در
استان
گیلان
و
ماسوله
رویایی
جز
سرآمدترین
نقاط
به
جهت
توسعه
گردشگری
به
حساب
می
آید.
گردشگری
،
صرف
نظر
جذب
سرمایه
و
درآمد
مادی
که
به
همراه
دارد
، در
حقیقت
به
عنوان
نوعی
رسانه،
فرهگ،تمدن
،مدیریت
جامعه
و
اداب
و
رسوم
کشور
مبداء
را
به
سایر
ملل
معرفی
می
کند.حال
تصور
کنید
در
حالی
که
اکثر
کشورهای
قدرتمند
اقدام
به
جو
سازی
علیه
کشور
ما
می
کنند،
فردی
اروپایی
یا
امریکایی
از
سواحل
شمال
دیدن
کند
و با
آبی
چرب
و
آغشته
به
مواد
نفتی
روبرو
شود
چه
ذهنیتی
در
مورد
ایران
پیدا
می
کند.
براستی
زمانی
که
گردشگران
خارجی
از
مناطق
شمالی
ایران
دیدن
می
کنند
این
سوال
برای
آنها
پیش
نمی
آید
که
سواحل
آلوده
به
مواد
نفتی
با
اکوسیستم
منحصر
به
فرد
این
منطقه
هیچ
سنخیتی
ندارد
و
علت
این
مسئله
چیست؟
خوشبختانه
انتشار
مواد
نفتی
به
سواحل
انچنان
فراگیر
نبوده
و
تنها
در
برخی
موارد
مانند
آلودگی
نفتی
سال
86
سواحل
گیلان
موارد
مخرب
و
فاجعه
باری
گزارش
نشده
است.
در
طی
ان
سال
مجموع
70کيلومتراز
سواحل
گیلان
به
آلاینده
ای
نفتی
آغشته
شد
.به
گونه
ای
که
گلوله
هاي
نفتي
جامد
که
حاصل
ترکیب
مواد
نفتی
با
شن
بود
و
منشا
ان
هم
کشور
آذربایجان
به
نظر
می
رسید
به
همراه
جريانات
آبي
و
کولاک
دريا
به
وجود
امده
بود.
اما
مبارزه
فراگیر
با
کشورهایی
که
بدون
تصویب
قوانین
مشخص
اقدام
به
استخراج
نفت
از
خزر
می
کنند
و
آماده
نگه
داشتن
دستگاه
های
مربوط
به
جهت
مبارزه
با
آلودگی
های
گسترده
نفتی
در
سواحل
شمالی
امری
بسیار
ضروری
و در
خور
توجه
است.
در
پایان
باید
به
این
نکته
بسیار
مهم
و
اساسی
توجه
کرد
که
به
علت
بسته
بودن
دریای
خزر
و
نیز
موقعیت
ئوپولوتیکی
خاص
آن
انتشار
هر
گونه
آلودگی
نفتی
و
عدم
توجه
کافی
به
آن
می
تواند
تا
سالیان
دراز
بر
این
منطقه
تاثیر
گذار
باشد
و با
صرف
هزینه
های
میلیونی
نیز
نتوان
آلودگی
ها
را
از
سطح
دریا
جمع
آوری
کرد.
